واسه ی یه عزیز
وهمه ی اونایی که دلشون گرفته و خنده می خوان  ....

جنتی کرد جهان را ز شکـــر خندیدن
انکه اموخت مرا همچـو شرر خندیدن
گر چه من خود ز عدم دل خوش و خندان زادم
عشق اموخت مرا شکل دگر خندیدن
به صدف مانم و خندم چو مرا در شکنند
کار خامان بود از فــتح و ظـفر خندیدن
یک شب امد به وثاق من و اموخت مرا
جان هر صبح وسحروقت سحرخندیدن*

دستت رو بده به من . دستت رو بده . می خوام انگشت اشارتو بذارم کنار انگشت خودمو و اون بازی قشنگ و شیرین بچگی رو دوباره شروع کنم ...
کلاغای سیاه غم
                               پــــر
کلاغای بدجنس غصه
                               پــــر
خستگی از دل رهگذر
                               پــــر
و وای به حالت ، جدی می گم وای به حالت اگه که بگم
گلخند رو لب
خنده حتا تو این شب
و تو انگشتتو بلند کنی و بگی پر .
یادمون باشه
خنده زدن لب نمی خواد                         دایره و دنبک نمی خواد**
یادمون باشه خنده زدن فقط دل می خواد ، دل‌ ، فقط فقط دل ...
*مولانا
**شاملو
نظرات 20 + ارسال نظر
پریناز جمعه 2 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 04:54 ب.ظ http://Parinaaz.blogsky.com

سلام...هورا با اینکه اولین باره میام اینجا ٫ اول شدم.
جالب بود.من شدیداً احتیاج به خندیدن دارم ولی انگار دیگه خندیدن یادم رفته.هر بار میام بخندم٫بغض گلومو می گیره.دعام کن...

گندمزار جمعه 2 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 04:55 ب.ظ http://gandomzar.blogsky.com

سلام! خیلی قسنگ بود
آره دایره دمبک نمیخواد ... دل میخواد اونم دل ...
دل عاشق همیشه *خوشه!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* =اکثر مواقع!

مانی جمعه 2 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 04:58 ب.ظ http://charand-parand.blogsky.com

سلام . خوبی ؟؟ من اوّلین باریه که میام اینجا. وبلاگ خوبی داری. راستی به من هم سر بزن. راستی اگر لوگوی من رو هم بذاری ممنون میشم !! مرسی.

امیر جمعه 2 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 10:07 ب.ظ http://amieghlimi.blogsky.com

سلام
مثل همیشه عالی مینویسی...

فاطمه از وبلاگ مامان وبابا و دخترشو شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 01:15 ق.ظ http://behrokh.persianblog.com

سلام نمی خوای ؟؟؟؟ یا حالشو نداری ؟؟؟ اگه داشتی میتونی کامل وبلاگ ما رو نگاه کنی

عطا شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 01:25 ق.ظ

حالا این بیکن درباره زنا حرف هم زده؟:))

امیرحسین شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 01:59 ق.ظ http://asrareazal.blogsky.com

مریم خانوم گرامی واقعا درست میگی لبخند زدن باید از درون خود ادم باشه

دوست شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 03:22 ق.ظ http://proshat.blogsky.com

دلتنگی نپر...غم نپر...چون دوسشون دارم

نسترن شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 07:32 ق.ظ http://daryaee.persianblog.com

من اصلا نخندیدم.چون عاشق گریه کردن هستم!

بابک شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:09 ب.ظ http://babak-n.blogsky.com

۱-
اول فکر کردم جایزه خانم ها یک عدد شوور(شوهر) باشه که ایجاد انگیزه کنه. دیدم ناجوره. گفتم لا اقل یه چیزی باشه که به این فرایند کمک کنه!!
۲-
چند وقته که من و این آقای باربد که اصلا ندیدمش راجع به این قضیه تو وبلاگ صحبت می کنیم. موضوع شاید اینه که ما چقدر مجازیم که به نظر خواننده احترام بگذاریم. شاید خیلی حرفها داریم که میدانیم اگر یک هفته پشت سر هم اونها رو بنویسیم اونایی هم که تا الان یه نگاهی به وبلاگمون می کردن میرن و پشت سرشون هم نگاه نمی کنن.چه برسه به اینکه خواننده جدید هم پیدا کنیم.حالا چی میگی؟

سوسکی شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:58 ب.ظ http://sooski.persianblog.com

:)

آبی شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 02:42 ب.ظ http://www.abiii.com

سلام مریم...این مطلبت رو هم خوندم..اما بازهم مطلب قبلی ات رو خوندم و لذت بردم...نمی دونم چرا...
شاد باشی...یا حق٬!

مریم-پروانه شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 05:47 ب.ظ http://parvaneht.persianblog.com

سلام...حتی دیگه وقته خندیدنم ندارم...تابعد.

سپیده شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 09:46 ب.ظ http://shookhi.persianblog.com

واااااااااااااای! من عاشق شعر حسینقلیم:)

گوشه گیر یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 01:45 ق.ظ http://www.gooshegir.blogspot.com

برا همینم شاعر گفته :
بخند تا دنیا قهوه ایت کنه .

آبی یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 02:05 ب.ظ http://blue.blogsky.com

سلام. ما فقط میگفتیم کلاغ پر. کلاغ ما بد جنس نبود. بی خانمان بود.

مامان وبابا و دخترشون یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 03:31 ب.ظ http://behrokh.persianblog.com

ما که تا دلت بخواد دلشو داریم !!!!!!!!

عمو رضا دوشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 09:57 ق.ظ http://amooreza.blogsky.com

با کلاغ پر قراره چی را فراموش کنیم؟

رهگذر ثانی دوشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 05:45 ب.ظ

برای سپاس‌گزاری هدیه‌یی از کلام خیام عزیزتر نیافتم.

خیام اگر زباده مستی خوش باش
با لاله رخی اگر نشستی خوش باش
آن غصه مخور که نیست‌گردی فردا
انگار که نیستی؛ چو هستی خوش باش

می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین؛ دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین من است

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است

گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایه‌ی سودای جهان
عمر است؛ چنان کش گذرانی گذرد

آرمین گیله مرد دوشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 06:20 ب.ظ http://gilehmard.blogspot.com

سلام ... ممنون از خنده ...
در جواب: آخه من زورم میاد به این دولت جمهوری بگم . بنابراین خمهوری یا قمهوری :-)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد